کلبه تنهایی من

تقدیم به آنکه آفتاب مهرش ازآستان دلم هرگز غروب نخواهد کرد

اس ام اس های برفی
نویسنده : احسان مرادی - ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۱

اس ام اس  روزهای سرد زمستان دی91


دوست دارم برگردم اون دوران که بابام بیدارم میکرد و میگفت : پاشو ببین چه برفی اومده

 لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیره برفه ! درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دل گرم میکنه . . . .

آدم برفی هم که باشی دلت میخواهد کسی در آغوشت بگیرد… دلت میخواهد یک نفر کنارت باشد تا گرمت کند ، تا آرامت کند … مهم نیست آب شدن ، نیست شدن … مهم آن آرامش است حتی برای چند لحظه …

 دارد برف می آید … در گوش دانه های برف نام تو رازمزمه خواهم کرد تا برف از شوق حضورت بهار را لمس کند ! . . و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

 داره برف میاد ، بیا تو قلبم سرما نخوری ! . .

 دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن . . .

 فصل که رخت عوض می کند دوباره عاشقت می شوم … گیرم زمستان باشد و من آهسته روی پیاده روی یخزده راه بروم ! عشق تو همین شال پشمی است که نفسم را گرم می کند !

 حرف تازه ای ندارم فقط زمستان در راه است … کلاه بگذار سر خاطراتی که یخزده اند ، شاید یادت بیفتد جیبهایت را که وقتی دستهایم مهمانشان بودند ! . .

 وقتی بهت گفتم : دلتنگ تو هستم ، به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی ! به چه دلخوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟ .

 من عاشق زمستانم عاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه می روی که سر نخوری ! گونه هایت از سرما سرخ شده است سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای دست هایت در جیبت به هم مچاله شده معصومانه به زمین خیره ای چه قدر دوست داشتنی شده ای حرفم را پس میگیرم من عاشق زمستان نیستم ، عاشق توام … .

زمستون و روزای برفیش واسم سرد نیستن تا وقتی که خاطرات گرمت همرامه . . ..

دنبال من می گردی و حاصل ندارد! موجی که عاشق می شود ساحل ندارد ! باید ببندم کوله بار رفتنم را مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی از برف اگر آدم بسازی دل ندارد! . .

 دعا میکنم غرق باران شوی چو بوی خوش یاس و ریحان شوی دعا میکنم در زمستان عشق بهاری ترین فصل ایمان شوی .

 باران یا برف … چه فرقی میکند؟ تو که باشی ، هوا که هیچ ؛ زندگی خوب است … .

خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست ، لحن بعضی ها زمستونیه !

 قیش چِکمیَن بلبل ، بهارین قدرینی بیلمز محبت بیر بالا شعردی ، گرفتار اولمیان بیلمز . .

 تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری ، آرزو میکنم هر روز زمین بخورم ! کاش تابستانها هم برفی بود ! .

 هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی ، کلاغ را سفید ، هروقت تونستی آتش را ببوسی ، در آب نفس عمیق بکشی ، هر وقت تونستی اشک سنگ رو ببینی ، شادیه غم را ببینی ، اون موقع من تو را فراموش خواهم کرد ! .

 به که گویم که تو منزلگه چشمان منی به که گویم که تو گرمای دستان منی گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من به که گویم که تو باران زمستان منی .


comment نظرات ()